بیست و ششم اسفند ماه 1366 یادآور یکی از تلخ ترین و مرگبارترین صحنه های تاریخ جنگ 8ساله یعنی بمباران شیمیایی حلبچه توسط هواپیماهای رژیم بعث عراق می باشد.جنایتی که هیچگاه از دل تاریخ زدوده نخواهد شد.این حمله ددمنشانه که به دستور جنایتکار وحشی و خونخواری بنام صدام انجام گرفت بیش از پیش از ماهیت جنایتکارانه او وهمه حامیانش به ویژه قدرت های غربی پرده برداشت.یکی از عملیات های غرورآفرین و پیروزمندانه رزمندگان اسلام در هشت سال دفاع مقدس،عملیات والفجر 10 بود که در واپسین روزهای اسفند ماه 1366 با هدف خارج ساختن چند شهر کشور از برد آتش توپخانه دشمن و آزاد سازی بخش وسیعی از مناطق و تاسیسات استان سلیمانیه عراق در (شهرهای حلبچه،خرمال،دوجیله و...)به اجرا درآمد.اهالی کردنشین این مناطق که از ظلم و جور رژیم بعثی دل خوشی نداشتند برای رهایی از سلطه صدام،حاکم ظالم و سفاک عراق به یاری و استقبال رزمندگان ایرانی شتافتند.یکروز از آغاز این عملیات نگذشته بود که دشمن زبون به تلافی پیروزیهای رزمندگان اسلام و جبران شکست نیروهای خود و همچنین با انگیزه انتقام از نحوه برخورد مردم مناطق مزبور با نیروهای ایرانی،شهرهای(حلبچه و خرمال)را وحشیانه و دیوانه وار مورد حملات شیمیایی خود قرار داد.در غروب غم بار بیست وششم اسفند ماه 1366،مردم بی دفاع و مظلوم این شهرها همزمان با غرش جنگنده بمب افکن های رژیم بعثی عراق ناگهان متوجه ابرهای تیره و رنگینی شدند که بر فراز شهر و خانه هایشان سایه افکند؛هنوز این ابرها فرو ننشسته بودند که بوی مرگ از آن ها به مشام رسید.انگار ناقوس مرگ در حلبچه به صدا در آمده بود.زن و مرد،پیر و جوان،کودک و نوجوان،همه و همه برای حفظ جان خود،سراسیمه راه گریز از شهر را در پیش گرفتند؛لیکن شدت حملات به گونه ای بود که بسیاری از شهروندان را غافلگیر و مجال هرگونه حرکت را از آنان سلب نمود.صدای ضجه های پرسوز وگداز مادران و ناله های جگر سوز کودکان بلند شد.
پدر و مادر در پی فرزند و فرزند به دنبال پدر و مادر خود بود.یکی پس از دیگری نقش بر زمین می شدند.کودک در آغوش مادر جان می داد و پدر خود را درمانده و ناتوان از کمک به خانواده اش می دید و لاجرم نیز بدون طعمه گازهای خفه کننده و مسموم بمبهای شیمیایی می گشت.بدون تردید اگر از شارون بعنوان قصاب صبرا و شتیلا یاد می کنیم، باید صدام را نیز قصاب مردم حلبچه و خرمال بنامیم.دیری نپایید که پیکرهای بی جان چند هزار انسان بی گناه سوخته و سیاه شد در جای جای خیابان ها و کوچه های حلبچه و خرمال نمایان شد.آه ! چه صحنه های دلخراشی؛عمق فاجعه به اندازه ای است که قلب هر بیننده ای را به لرزه می آورد؛خودروها و امکانانت موجود پاسخگوی حمل جنازه ها و انتقال مصدومین نیست.صحنه های دلخراش وحزن انگیز این واقعه،فاجعه کربلا را در ذهن هر نظاره گری تداعی می کند.(بای ذنب قتلت)به کدامین گناه کشته شدند؟! چه تلخ است تجسم چشمان غم آلود و وحشت زده دختر بچه سه ساله ای که بر بالای جنازه پدر و مادر خود گریه سر می دهد. چه جانکاه است شنیدن طنین فریاد بغض آلود و سوزناک پدر و مادری که همه جگر گوشه های خود را از دست داده.چه سخت است آوارگی هزاران انسان بی پناه . مصدوم شیمیایی را نظاره کردن.و چگونه می توان حادثه غم انگیز حلبچه را به فراموشی سپرد؟! اگر چه در طول 8 سال جنگ تحمیلی،بارها و بارها شاهد بمباران شیمیایی مواضع رزمندگان و حتی هموطنان عزیز غیر نظامی مان در سردشت و....توسط دشمن متجاوز بعثی بودیم ولی این جنایت هولناک که در ظرف 48 ساعت،پنج هزار انسان بی گناه و بی دفاع را به کام مرگ کشاند نشان از خوی وحشیگری صدام و حامیانش داشت و ثابت کرد که رژیم بعثی عراق حتی به شهروندان خود نیز رحم نمی کند.هرچند که فاجعه بزرگ حلبچه درهاله ای از سکوت پنهان ماند و هیچ یک از مجامع بین المللی بطور صریح و قاطع حاضر به محکومیت رژیم بعثی عراق و سایر کشورهایی که اینگونه سلاح های مرگبار را در اختیار او قرار داده بودند نشدند،ولی این جنایت بزرگ همچون لکه ننگینی بر پیشانی صدام و سایر قدرت های غربی جهان به ویژه آمریکا جهانخوار نقش بست و تا ابد از افکار و اذهان عمومی جهانیان دور نخواهد شد.اکنون باید از سردمداران و سیاست بازان دولت آمریکا که خیال پادشاهی کره خاکی را در ذهن می پرورانند سوال کرد شما که خود را مدعی حقوق بشر و ناجی ملت های ضعیف جهان می پندارید!! چرا هر بار با ترفندهای نو و رفتارهای مبتنی بر زور و قلدرمابانه،دست از شیطنت و دخالت در امور کشورها و ملت ها بر نمی دارید؟! چرا گریه های طفل شیر خواره و مادرازدست داده را در حلبچه ندیدید؟!چرا مظلومیت هزاران نفر از مردم بی گناه حلبچه را که قربانی سوغات سلاحهای مرگبار شیمیایی و اهدایی شما شدند،ندیدید؟! چرا در برابر جنایت دژخیمان بعثی و ظالم صدام مهر سکوت بر لب زدید؟!چرا گلهای پرپر شده حلبچه و خرمال را نادیده گرفتید؟!! پاسخ این سوالات چندان هم سخت به نظر نمی رسد زیرا صدام بدون کمک و حمایت آمریکا و متحدین او قادر به این همه تجاوز و جنایت ضد بشری نبود.
پرویز بهرامی
بازدید دیروز: 39
کل بازدید :431139
آشنایی با فرزندان رهبری [88]
عاشق واقعی شهادت [716]
گل حجاب عطر عفاف [2095]
نامه ای به بابای شهیدم [1226]
دست نوشته یک شهید [708]
عصر غربت شهدا ........ [556]
خاطرات شلمچه [1684]
نام آور گمنام [556]
مادر شهیدی از ژاپن [677]
وادی السلام عشق [1358]
آخر و عاقبت ظلم و فساد .... [451]
شهیدی که مادر خود را شفا داد [833]
به یاد شهید احمد کاظمی [1005]
بوی چفیه رهبر [823]
[آرشیو(21)]

زندگینامه شهید خرازی
شهید مهدی باکری
شهید بابایی
سابقه تاریخی جنگ
سجده شکر
بزم عشق
آشیان
الهـی
درد دل
اسراء
شفای روح
شهید بی سر
دل نوشته
نجوا با پدر
بهترین دوست من
آرشیو
آرشیو 2
