بهترین خاطره ای که ازمحرم دراسارت دارم،به آن سالی برمی گردد،که عراقی ها طبق عادت هرساله شان روزهفتم وهشتم محرم به همه آمپول هایی تزریق می کردند تا ایرانی ها نتوانند در روزهای تاسوعا وعاشورا عزاداری کنند.این کارشیطانی آنها هرسال خوب نتیجه میداد وغیرازچند نفرکه به لطایف الحیل از زیرتزریق آمپول جان سالم به درمی بردند،بقیه چنان تب می کردند که تا چند روزدرجا می افتادند.آن سال، تجربه کافی به دست آورده بودند واسامی افراد را از روی لیست می خواندند وحتی یک نفر نیز توانست ازنیش سوزن آمپول درامان بمانند.حتی بین بچه ها شایع شده بود که درصد مواد آمپول امسال،چند سی سی بیشترازسال های پیش است.وقتی عراقی ها به آسایشگاه ما آمدند ،همه بچه ها به حضرت علی اصغر(ع)متوسل شده،نجات خود را از آن دردانه کوچک امام حسین(ع) خواستند.قلب پاک بچه ها ونام پربرکت آن طفل خاندان پیامبر چنان اثر معجزه آسایی داشت که هیچ کدام از بچه ها - به جز یکی دونفر که بیماری کم خونی داشتند - تب نکردند .عراقی ها که می دانستند آمپول ها کار خودشان را خواهند کرد،دیگربه سراغ آسایشگاه ما نیامدند و با خیال راحت آن شب،چراغ عزاداری حضرت حسین(ع)را روشن کردیم.صبح که شد،،دکترهای عراقی ازجریان خبردار شدند،آنها به آسایشگاه های دیگررفتند و دیدند که تمام افراد آنها تب کرده و درجا افتاده اند، اما افراد آسایشگاه ما سرحال و قبراق هستند.بین خودشان بگو مگویی شده بود که نگو! از طرفی تعجب کرده بودند و از طرف دیگرنمی توانستند قبول کنند که توسل به ائمه و خاندان عصمت کارهای نشدنی را شدنی می کند.
خاطره از آزاده ابراهیم ایجادی
بازدید دیروز: 39
کل بازدید :431140
آشنایی با فرزندان رهبری [88]
عاشق واقعی شهادت [716]
گل حجاب عطر عفاف [2095]
نامه ای به بابای شهیدم [1226]
دست نوشته یک شهید [708]
عصر غربت شهدا ........ [556]
خاطرات شلمچه [1684]
نام آور گمنام [556]
مادر شهیدی از ژاپن [677]
وادی السلام عشق [1358]
آخر و عاقبت ظلم و فساد .... [451]
شهیدی که مادر خود را شفا داد [833]
به یاد شهید احمد کاظمی [1005]
بوی چفیه رهبر [823]
[آرشیو(21)]

زندگینامه شهید خرازی
شهید مهدی باکری
شهید بابایی
سابقه تاریخی جنگ
سجده شکر
بزم عشق
آشیان
الهـی
درد دل
اسراء
شفای روح
شهید بی سر
دل نوشته
نجوا با پدر
بهترین دوست من
آرشیو
آرشیو 2
