سفارش تبلیغ
موسسه تبیان
چفیه
مردم دشمن آنند که نمى‏دانند . [نهج البلاغه]
چفیه
  • پست الکترونیک
  • شناسنامه
  •  RSS 
  • پارسی بلاگ
  • پارسی یار
  • در یاهو


  • روزی که ارتش متجاوز بعثی بعد از حدود 40 روز نبرد بی امان با تعدادی اندک از نیروهای مردمی(بدون اسلحه)با هلهله وشادی وارد خرمشهر شد،تمام ارزشهای اسلامی وانسانی را زیر پا گذاشت.اینگونه به جهانیان القاء کرد که این پیروزی یعنی اعلان شکست انقلاب و نظامی است که ادعا دارد بر مبنای ارزشهای انسانی و مذهبی بنا نهاده شده است.وقتی صدام از خرمشهر یک دژ به ظاهر نفوذ ناپذیر ساخت و بر ویرانه های شهر عربده می کشید،در تخیل هیچ یک از دشمنان نمی گنجید که این دژ خانه عنکبوتی است و با وزیدن قهر الهی از هم گسیخته خواهد شد.صدام با غرور،نام زیبای خرمشهر را عوض کرد و اسم بی مسمای المعمره را بر آن چسباند.و اعلام کرد: در صورتیکه ایران خرمشهر را پس بگیرد،من کلید بصره را در اختیار آن ها می گذارم.اشغال خرمشهر،اشغال مقداری خاک نبود،بلکه اشغال واسارت ارزشهای الهی و انسانی بود.یک شهر زیر چکمه های دژخیمان لگدمال نمی شد،بلکه تمامی ارزشها و وعده های انقلاب اسلامی بود که زیر پای تعدادی سرباز ابله،لگدمال می شد.صدام با اشغال خرمشهر می خواست ابتدا انقلاب اسلامی و نظام جمهوری اسلامی را به باد تمسخر بگیرد و از طرف دیگر ناتوانی یک حکومت مذهبی و مردمی را در اداره امور کشور ثابت کند.علاوه بر این اهداف،او می خواست ضمن خوشنود کردن امریکا،از شیخ نشینهای تن پرور خلیج فارس باج بگیرد.روزی که ارتش پلیدش خاک پاک خرمشهر را پایمال کرد،بر در و دیوارهای شهر نوشت ما آمده ایم که بمانیم.دیری نپایید که قهر خداوند بر صدامیان وزیدن گرفت و کفر ستیزان دلیر سپاه اسلام با کمترین درگیری دشمن زبون را با خفت و خواری از شهر مقدس و همیشه خرم خرمشهر بیرون راندند.صدام مثل بادکنکی که از زیادی بادشدن می ترکد،ترکید و صدای رسوائیش گوش فلک را کر کرد و اینگونه وعده های الهی تحقق یافت و تمام ادعاهای شیطان بزرگ باطل شد و به جهانیان ثابت شد که آنچه حق است ماندنی است و باطل رفتنی است...



    دل سوخته ::: چهارشنبه 27/2/91::: ساعت 10:43 صبح
    محبت دوستان: نظر

                                             


    پدرم با شستن آشپزخانه یا حوض حیاط به ما یاد می داد که باید در خانه کار کرد و یا چگونه حوض را شست.حیاط منزلمان را به قدری پاکیزه می شست که ما از این همه حوصله و دقت او شگفت زده می شدیم.می گفت کار نباید با بی حوصلگی انجام گیرد. کوچکترین مسائل خانواده را جدی می گرفت و به امور خانه بی نهایت توجه داشت.حتی در خانه جلساتی می گذاشت که محتوای آن جلسات شامل کلیه مباحث خانوادگی و مذهبی بود.ایشان عاشق جلسه بودند و شیفته مشورت و نظر خواهی،اهل تنوع و مزاح و به موقع هم بسیار جدی بود.جلسات خانوادگی ما اغلب با نماز و گاهی با دعا شروع می شد ما در همین جا به امامت خود ایشان نماز جماعت خانوادگی را اقامه می کردیم و سپس جلسات را آغاز می نمودند. راجع به مزاح و شوخی هایش یک بار ایشان به عیادت یکی از بیماران در حال مرگ می رود اکثر کسانی که آنجا بودند یا غصه می خوردند یا روحیه او را خراب می کردند،پدرم بر خلاف بقیه هر چه جوک و لطیفه داشت برای آن بیمار تعریف نمود به حدی که خود بیمار می گفت یکی از روزهای خوب زندگی من همان روز بود.آخرین خاطره ای که از ایشان دارم مربوط می شود به شب شهادتش آن شب حال عجیبی داشت چون از مسافرت آمده بود.زیارت حرم مطهر امام رضا(ع)و عیادت مادر گرانقدرش در مشهد،زیارت مشهد شهیدان شلمچه همه و همه روحیه ای تازه به او بخشیده بود اصلا انگار آماده بود.فردا شبش که دیگر ایشان شهید شده بود برای من شب بسیار سخت و مصیبت باری بود.تازه به عظمت او فکر می کردم که در نبودش چه کنم.برای همین بود که در روز تشییع جنازه وقتی خودم را روی پای آقا انداختم می خواستم تمام عقده هایم را خالی کنم چون او را از پدرم بیشتر دوست داشتم و باور بفرمایید از آن لحظه به بعد آرامش وصف ناپذیری پیدا کردم.بقول پدرم حال و روحم تغییر کرد و احساس خوبی به من دست داد.الان که فکر می کنم می بینم او بسیار ولایت طلب بود و همیشه هم به من سفارش می کرد مطیع محض ولایت باشم .


                                                                                                                                                                                                خاطره ای از مهدی،فرزند شهید صیاد شیرازی


     



    دل سوخته ::: یکشنبه 20/1/91::: ساعت 7:16 صبح
    محبت دوستان: نظر


     


    واقعاً چه شرحی بر این عکس می توان نگاشت. پس سکوت اولی تر است.

    نام : شهیـــــد رضا قنبری

    شهادت :  مصادف با شهادت امام حسن مجتبی (علیه السلام) - 19 /8 /64

    وصیت نامه : من میروم ، تا با خون خود و برادرم هادی ، یاد و خاطره تمامی شهدا را زنده نگه دارم.
    مزار: گلزار شهدای بهشت زهرا(سلام الله علیها) قطعه: 26 ردیف: 35 شماره: 33



    دل سوخته ::: سه شنبه 16/12/90::: ساعت 2:26 عصر
    محبت دوستان: نظر

                                                                         


    چفیه را همه دیده ایم ، شاید استفاده هم کرده باشیم ، به آن افتخار می کنیم


    ولی نمی دانم آیا آن را  می شناسیم یا نه، لذت با او بودن را از ته دل چشیده ایم یا نه؟

    پارچه ای ساده و بی ریا که بوی خاک و یک رنگی می دهد، اهل دل در جبهه ها به آن آچار فرانسه ی جبهه می گفتند. اما در جنگ تحمیلی چفیه از نظر بچه‌های جبهه و جنگ معنای دیگری داشت و برای آنان قابل احترام بود میدان جنگ، اسلحه، فشنگ، سیم خاردار و هزاران وسایل دیگر در یک میدان نبرد چیز عادی به حساب می‌آید اما در میان این همه وسیله ،چفیه ،در 8 سال دفاع مقدس، خود را آشکار کرد تکه پارچه‌ای سفید که نخ‌های سیاه آن را راه راه نشان می‌داد، چیزی فراتر از یک اسلحه، و برای بچه‌های جبهه و جنگ شناخته شده بود چفیه یادگار کسانی است که در دل شب در مقابل متجاوزان تا دندان مسلح ایستادند و در حال حاضر در میهمانی خدا به سر می‌برن کاربرد چفیه را به نگارش نمی‌توان درآورد ولیکن بنا به ضرورت تعدادی را برای روشن شدن بعضی اذهان می‌نگاریم


    چفیه در دل شب سجاده نماز عشق بود


    زیرانداز در هنگام استراحت و ملحفه در هنگام خواب


    در زیر آفتاب شدید و خواب غیلوله سایبان بود


    چفیه در هنگام شناسایی منطقه و جنگ‌های چریکی نقاب می‌گشت


    در هنگام نیاز بند اسلحه، کمربند و فانسقه ای بود


    صبح و ظهر و شام سفره می‌شد


    هنگام حمام حوله می‌شد،


    هنگام گرما عرق گیر، هنگام سرما شال کمر بود


    محافظ گرد و خاک بر روی صورت بود


    هنگام نبردی همچو شال برگردن بسیجی می‌درخشید، اما زمانی که عملیات تمام می‌شد چفیه خون آلود بود و


    آن بسیجی شهید زمانی که منطقه جنگی به شیمیایی آلوده می‌گشت پارچه نمناکی بود جلوی بینی.  


    چفیه در زمزمه‌های دل شب میزبان بود، میزبان اشک‌های عاشقان پیش بند آرایشگاه‌های صلواتی،در موقع  


    لزوم طناب،هنگام مجروح شدن برانکارد،باند زخم،هنگام دستگیری دشمن دستبند و چشم بند، بقچه


    حمام،وسیله آتل بندی یک مجروح،تور ماهیگیری در کنار اروندرود و در هنگام گرما بادبزن و....  


    آری شما کدام وسیله را سراغ دارید که آنقدر ساده باشد ولی در عین حال این همه کار انجام دهد،


    چفیه پارچه ساده‌ای بیش نیست ولیکن می‌تواند سمبل ساده زیستی باشد ...




    دل سوخته ::: یکشنبه 29/8/90::: ساعت 1:54 عصر
    محبت دوستان: نظر


     


    سالهای نه چندان دور همین نزدیکی ها،مردانی در همسایگی ما زندگی می کردند،که زندگی برای شان جدی ترین بازیچه بود.زندگی کردند، چون هیچ وقت اسیر وذلیل زندگی نشدند.زندگی می کردند،چون معنای زندگی را فهمیدند.


     آنها آمدند تا زندگی کردن را به ما یاد دهند وما یاد نگرفتیم.



     


     چشم دوختند در چشم ما وبا سکوت شان فریاد زدند،که جور دیگر هم می شود زندگی کرد.آنها رفتند وما ماندیم.رفتن آنها به رفتن یک ستاره ی دنباله دار می ماندو ماندن ما به ماندن آب در مرداب روزمرگی ها،انگار که آن ها مانده اند و ما می رویم.



     


    امروز سربرداشته ایم و چشم دوخته ایم به دنباله ی آن ستاره، تامسیرش را گم نکنیم.



     


     شاید روزی کسی از ما خواست به آنها بپیوندیم......



    دل سوخته ::: جمعه 21/12/88::: ساعت 6:12 عصر
    محبت دوستان: نظر

    >> بازدیدهای وبلاگ <<
    بازدید امروز: 87
    بازدید دیروز: 95
    کل بازدید :158621

    >>اوقات شرعی <<

    >> چفیه<<
    چفیه
    دل سوخته[125]
    چفیه ام کو ؟! چه کسی بود صدا زد : هیهات !! عشق من کو ؟! مهربان مونس شب تا به سحرگاه ام کو؟! چفیه ی شاهد اشکم به کجاست ؟!من چرا واماندم ؟! مأمن این دل طوفانی بی ساحل کو ؟! ای سحرگاه ! تو را جان شمیم نرگس ، چفیه منتظر صبح کجاست ؟! تربت کرب و بلا ! تو بگو چفیه ی سجاده چه شد ؟ ای مفاتیح ! بگو همدم دیرینه ی نجوایت کو ؟! آی مردم ، به خدا می میرم !! مرگ بی چفیه ! خدایا هیهات !! چفیه ام را به دلم باز دهید. عهد ما ، عهد وفا بود و صفا بود و ابد! گر چه من بد کردم ولی ای چفیه ! بدان بی تو دلم می میرد !!

    >> پیوندهای روزانه <<

    >>لوگوی وبلاگ من<<
    چفیه

    :: لینک دوستان ::

    کشکول
    برادران شهید هاشمی
    مهاجر...
    سرزمین من
    شمیم
    فصل انتظار
    کانون فرهنگی شهدا
    بازمانده تنهای تنها
    نسیم وحی
    یادداشتهای فانوس
    اسوه ها
    بندیر
    یگان خاک بازان
    قافیه باران
    آخرالزمان و منتظران ظهور
    برو بچه های ارزشی
    اهلبیت (ع)،کشتی نجات ما...
    یا امیر المومنین روحی فداک
    بیا ای دل از این جا پر بگیریم ...
    عطر یاس
    پیاده تا عرش
    صدفی برای مروارید
    پر شکسته
    سجاده ای پر از یاس
    سردار بی سنگر
    یا حسین (ع)
    نسیم قدسیان
    بوی سیب
    عاشق آسمونی
    گل پیچک
    هیئت فاطمیون شهرضا
    علمدار دین
    شهدا
    السلام علیک یا علی بن موسی الرضا
    تنها علمدار
    عــــــــــروج
    یا زهرا(س)
    حاج آقا مسئلةٌ
    خطابه
    .:: رایحه ::.
    .::: رایحه وصال :::.
    قیام گاه عمارها
    شهید قنبر امانی
    پوکه(با شهدا باشیم)
    لهجه سکوت
    مهر بر لب زده
    منتظر بیداری
    سرخ بی نهایت
    دوزخیان زمین
    عطش
    قافله شهداء
    شمیم یاس
    یاد لاله ها
    به یاد شهدا
    شکوفه های زندگی
    مذهبی
    پاک دیده
    پایگاه اطلاع رسانی قاین نیوز
    استشهادی
    صدفی برای مروارید
    صراط مبین
    پاتوق جنگ نرم
    توشه آخرت
    نیم پلاک
    ولایت علیه السلام
    منطقه آزاد
    منتظر
    شیدای حسین
    کبوترانه
    مهدیاد
    عشق بی انتها
    به عشق ارباب
    آســــــمــونـــی بــاش
    عدالت و عادل کجاست؟
    شعیب ابن صالح
    یا رب الحسین
    شمیم حیات
    دنیای واقعی
    باد صبا
    نشانه های ظهور
    سیر بی سلوک
    آخر عشق
    راز و نیاز با خدا
    دو نیمه سیب
    غیر از خدا هیچ مخواه
    مائدة من السماء
    وبلاگ ایران اسلام
    انتظار
    اینجا فقط خداست
    علوم جهان
    نیروهای ویژه
    به راه لاله ها
    فصل کودکی
    سیب سرخ
    دیده و دل
    یوسف گم گشته
    پرستوی مهاجر
    فرزند شهید
    شمیم عطر گل یاس
    کوثر
    بانگ رحیل
    غروب شلمچه
    صهبای صفا
    بی نشان
    یاس کبود
    پروانه ی مهاجر
    تسبیح
    سبکبالان
    محمد حسین رنجبران
    من عرف نفسه فقد عرف ربه
    عرشیان
    بزمانه
    شاخه گلی برای شهید
    بسم رب الشهدا و الصدیقین
    دفاع مقدس(راه بی پایان)
    امیرالمومنین علی(ع)
    حاج حمید
    وصال
    صبح (وبلاگ دفاع مقدس)
    کبوتر غریب
    سپاه نیور
    تلنگر
    کامران نجف زاده
    چفیه یعنی عشق
    نوید شهادت
    نسل خمینی
    فرهنگ شهادت
    گردان نوح
    کربلای جبهه ها یادش بخیر...
    خادم الشهداء
    عدالت خواهی
    شهدای گردان مقداد
    لبیک
    شهادت مزد خوبان
    ولایت،مذهبی...
    شیران لرستان
    حرفهای ناب...
    القائم
    کربلایی ها
    دل نوشته
    پلاک، شهادت
    تراوش اندیشه
    پیام شهبند
    پلاک طلایی
    هویزه
    اذان صبح
    لاله های آسمانی
    آسمان شلمچه
    مشکاة
    واحد 106
    ما همه شرمنده شهدا هستیم
    شهدای تهران
    پایگاه شهیدان شیردم
    یادداشتهای بی تکلف
    ساحل آسمانی
    سجده بر خاک
    بچه پرستوهای شهید
    صراط مبین
    یه منتظر


    :: لوگوی دوستان ::

    >>موسیقی وبلاگ<<

    >>آرشیو شده ها<<
    >>جستجو در وبلاگ<<
    جستجو:

    >>اشتراک در خبرنامه<<
     

    >>طراح قالب<<