
يکي از امدادهاي غيبي که در عمليات بيت المقدس مشاهده کرديم،اين بود که يک شب عراقي ها بوسيله يکي از قوي ترين تيپ هايشان ديوانه وار و بدون هدف حمله کردند،به طوري که چند تا از تانکهاي عراقي موفق شدند تا روي جاده آسفالت هم پيش بيايند و خودشان را به خاکريز برسانند.در آن قسمت ديگر کار از کار گذشته بود و رزمندگان اسلام هم واقعا در آنجا به اين نکته پي بردند همان طور که هدفشان خدا است،از او هم بايد ياري بگيرند.اين مسئله به ذهن فرماندهان آمد که در سر تا سر خط،الله اکبر و لااله الا الله بگويند،سر تا سر خط شروع کردند به تکبير گفتن،خدمه ها و راننده هاي تانکهاي عراقي که روي جاده بودند.فرار کردند و آن حمله با ياري خدا و با مهمات(الله اکبر)دفع شد.
سردار شهيد باقري
دل سوخته ::: پنجشنبه 27/4/1387::: ساعت 9:7 صبح
محبت دوستان: نظر
>> بازديدهاي وبلاگ <<
بازديد امروز: 40
بازديد دیروز: 48
کل بازديد :31034
بازديد دیروز: 48
کل بازديد :31034
>>اوقات شرعي <<
>> چفیه<<
دل سوخته[111]
چفيه ام کو ؟! چه کسي بود صدا زد : هيهات !! عشق من کو ؟! مهربان مونس شب تا به سحرگاه ام کو؟! چفيه ي شاهد اشکم به کجاست ؟!من چرا واماندم ؟! مأمن اين دل طوفاني بي ساحل کو ؟! اي سحرگاه ! تو را جان شميم نرگس ، چفيه منتظر صبح کجاست ؟! تربت کرب و بلا ! تو بگو چفيه ي سجاده چه شد ؟ اي مفاتيح ! بگو همدم ديرينه ي نجوايت کو ؟! آي مردم ، به خدا مي ميرم !! مرگ بي چفيه ! خدايا هيهات !! چفيه ام را به دلم باز دهيد. عهد ما ، عهد وفا بود و صفا بود و ابد! گر چه من بد کردم ولي اي چفيه ! بدان بي تو دلم مي ميرد !!
چفيه ام کو ؟! چه کسي بود صدا زد : هيهات !! عشق من کو ؟! مهربان مونس شب تا به سحرگاه ام کو؟! چفيه ي شاهد اشکم به کجاست ؟!من چرا واماندم ؟! مأمن اين دل طوفاني بي ساحل کو ؟! اي سحرگاه ! تو را جان شميم نرگس ، چفيه منتظر صبح کجاست ؟! تربت کرب و بلا ! تو بگو چفيه ي سجاده چه شد ؟ اي مفاتيح ! بگو همدم ديرينه ي نجوايت کو ؟! آي مردم ، به خدا مي ميرم !! مرگ بي چفيه ! خدايا هيهات !! چفيه ام را به دلم باز دهيد. عهد ما ، عهد وفا بود و صفا بود و ابد! گر چه من بد کردم ولي اي چفيه ! بدان بي تو دلم مي ميرد !!
>> پيوندهاي روزانه <<
تصاوير زنده از کربلا [518]
عاشق واقعي شهادت [141]
گل حجاب عطر عفاف [263]
نامه اي به باباي شهيدم [217]
دست نوشته يک شهيد [280]
عصر غربت شهدا ........ [238]
خاطرات شلمچه [308]
نام آور گمنام [174]
مادر شهيدي از ژاپن [300]
وادي السلام عشق [287]
آخر و عاقبت ظلم و فساد .... [189]
شهيدي که مادر خود را شفا داد [331]
به ياد شهيد احمد کاظمي [330]
بوي چفيه رهبر [222]
مامان و باباي قهرمانم [280]
[آرشيو(20)]
عاشق واقعي شهادت [141]
گل حجاب عطر عفاف [263]
نامه اي به باباي شهيدم [217]
دست نوشته يک شهيد [280]
عصر غربت شهدا ........ [238]
خاطرات شلمچه [308]
نام آور گمنام [174]
مادر شهيدي از ژاپن [300]
وادي السلام عشق [287]
آخر و عاقبت ظلم و فساد .... [189]
شهيدي که مادر خود را شفا داد [331]
به ياد شهيد احمد کاظمي [330]
بوي چفيه رهبر [222]
مامان و باباي قهرمانم [280]
[آرشيو(20)]
>> موضوعات وبلاگ <<
>>لوگوي وبلاگ من<<
:: لینک دوستان ::
:: لوگوي دوستان ::
>>موسيقي وبلاگ<<
>>آرشيو شده ها<<
بسم رب الشهداء و الصدیقین [14]
زندگینامه شهید خرازی [4]
زندگینامه شهید همت
شهید مهدی باکری [3]
شهید بابایی [3]
سابقه تاریخی جنگ [5]
شهید اهل قلم
سجده شکر [3]
شبهای قدر
بزم عشق [2]
آشیان
الهـی [2]
درد دل [2]
اسراء [4]
شفای روح [6]
شهید بی سر [3]
دل نوشته [3]
اعتماد به مردم
نجوا با پدر [3]
بهترين دوست من [2]
آرشیو [22]
آرشیو 2 [22]
زندگینامه شهید خرازی [4]
زندگینامه شهید همت
شهید مهدی باکری [3]
شهید بابایی [3]
سابقه تاریخی جنگ [5]
شهید اهل قلم
سجده شکر [3]
شبهای قدر
بزم عشق [2]
آشیان
الهـی [2]
درد دل [2]
اسراء [4]
شفای روح [6]
شهید بی سر [3]
دل نوشته [3]
اعتماد به مردم
نجوا با پدر [3]
بهترين دوست من [2]
آرشیو [22]
آرشیو 2 [22]
>>جستجو در وبلاگ<<
جستجو:
>>اشتراک در خبرنامه<<
نام: | |
ايميل: | |
>>طراح قالب<<
